که فلک غرق نشاط است، زمین در طربست
شد مگر چشم مه امشب به جمالی روشن
کاین چنین خرم و تابنده و پر خنده لبست
آری از منظره ماه و کواکب پیداست
که شب سیزده ماه شریف رجب است
گوش دل باز کن ای بیخبر از عالم غیب
تا منادی دهدت مژده که امشب چه شبست
مژده جبریل امین از عرش برین
که مبارک شب میلاد امیر عرب است
خجسته میلاد فرخنده مولود کعبه ، قران ناطق ، مولی الموحدین، حضرت علی علیه السلام بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف و دوستدارانشان مبارک باد
ولادت
فاطمه بنت اسد، وظیفهای بزرگ بر عهده داشت. او صاحب فرزندی شد، که محل تولدش کعبه بود. آیا خداوند چنین وظیفهای را به یک زن عادی محول کرد؟
مریم برگزیده خدا بود و عیسی روح الله ...
زمان وضع حمل عیسی فرا رسید. خداوند به حضرت مریم امر کرد که از معبد و عبادتگاه بیرون رود و فرزند خود را در صحرا - زیر درخت خرمایی- به دنیا آورد. نخل خرما به امر خدا بارور شد و میوه خود را ارزانی مادر عیسی کرد. (1)
اما، فاطمه بنت اسد ...
هنگام وضع حمل علی بن ابیطالب به درون کعبه فرا خوانده شد. سه روز مهمان خدا بود. همان جا فرزندش را به دنیا آورد. در این سه روز فرشتگان از آسمان برای او غذاهای بهشتی آوردند.
بانوی مکه قبل از این که وارد کعبه شود سرودی بس زیبا بر لب داشت، ترنمی برخاسته از باغ سبز مکتب انبیاء، نوایی که جز از قلبی سرشار از ایمان ،به گوش نمیرسد. او میخواند:
«پروردگارا! من زنی هستم که به تو و به پیامبران و کتب آسمانی ایمان دارم، سخن نیای بزرگم خلیل را تصدیق میکنم ...
به حق کسی که این خانه را بنا کرد و به حق فرزندی که در شکم دارم، ولادت او را بر من آسان فرما. (2)
سه روز درون کعبه بود. هنگامی که از کعبه بیرون آمد، فضیلت خود را بر مریم - مادر عیسی - و آسیه - همسر فرعون - به صراحت اظهار کرد. همان آسیه که در خانه فرعون به موسی ایمان آورد و تا پای جان از ایمان خود دفاع کرد. او با زمزمهای دلنشین، ایمان خود را به خدای موسی و وعدههای آسمانی به جهانیان نشان داد. آسیه، بانوی مومنه، غرق در خون خود در حالی که میخهای آهنین فرعون، بدنش را به زمین دوخته بود، با متانت لب به مناجات باز میکند. قرآن، سخن او را از لا به لای قرنهای گذشته برای ما نقل میکند.
«پروردگارا! برای من نزد خود در بهشت، جایگاهی بنا کن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده.» (3)
فاطمه بنت اسد هم از مریم - برگزیده زنان زمان خویش - و هم از آسیه - قهرمان توحید - برتر است. آری! او شایسته مقام مادری علی بن ابیطالب است که او، هم از عیسی و هم از موسی بلند مرتبهتر است
علی علیه السلام، انسانی كامل
علی علیه السلام امام عادلی است كه به حاكم بصره به واسطه شركت در یك مهمانی اعتراض میكند و میگوید: الا و ان امامكم قد اكتفی من دنیاه بطمریه ... و لو شئت لاهتدید الطریق الی مصفی هذا العسل...؛ بدان كه پیشوای شما از دنیای خود به دو كهنه جامه بسنده كرده است... و اگر بخواهم، به صافی و پاكیزگی این عسل راه میبرم. در عین حال شب را به دعا و نماز میگذرانید. گوش این آسمان راز و نیاز و مناجاتهایش را میشنید و چشم ستارگان اشكهای عاشقانهاش را همیشه میدید. زمامداری بود كه در دل شب، تنها در محراب میایستاد و محاسنش را به دست میگرفت و مانند مارگزیده به خود میپیچید و «یا دنیا غری غیری»؛ - ای دنیا کسی غیر از من را فریب بده- میگفت. شبها از خوف خدا بیهوش میافتاد. قسمتی از شب را به سر زدن به فقرا و ضعفا بسر میبرد. خودش اذان میگفت و خودش امامت جماعت میكرد. خودش احیاناً در دكة القضاء مینشست و به رتق و فتق امور میپرداخت، خودش قاضی بود. قضاوتهای محیرالعقول داشت از لحاظ كشف جرم و از لحاظ رعایت تساوی در مقابل محاكم.
او خود خطیبی بلیغ بود كه شنوندگان را میگریاند، مانند خطبة الغراء و شاید آخرین خطبهاش نیز، و بلكه احیاناً شنونده قالب تهی میكرد. سخن او سخن جانسوز بود و مصداق «تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید». هنوز هم این اثر در نهج البلاغه هست كه اشكها را جاری میسازد. من خودم برخی از آشنایان به این كتاب را دیدهام كه این چنین بودهاند. همین پیشوای عادل و عابد شب زندهدار و پدر یتیمان و بیچارگان و همین پیشنماز با تقوا و قاضی دقیق زیرك عادل دادگستر و همین خطیب و واعظ چیره دست ماهر و عالم با عمل، سرفرمانده قشون و سرباز دلیر و دلاور است، در میدانهای جنگ صفها را میشكند و خود و زره بر سر و تن دلاوران میشكافد، گاه از قد و گاه از كمر دو نیم میكند و زهره شیر از هیبتش آب میشود. در عین حال و با این همه كارهای بزرگ، مانند سایر دلاوران رژیم غذایی ندارد بلكه شكمش از نان جو[حتی] سیر نمیشود، جامه كرباسش را به قدری وصله میزند كه از وصله زنندهاش خجالت میكشد. علی معجزه انسانیت است. مانند علی وقتی كه پیدا میشود میتوان گفت انسان موجود ناشناخته و بلكه عالم ناشناخته است.
یكی از جهاتی كه ثابت میكند علی علیه السلام انسان كامل است، جنبه همه جانبه وجود علی است كه در بالا شرح داده شد. یكی دیگر كیفیت مواجهه او با مرگ است. انسان وقتی انسان كامل است كه بر چهره مرگ بخندند، نه به علت تهور و عدم احساس كه در بعضی احمقها دیده میشود كه به خاطر شهرت و این كه اسم و عكسشان در روزنامهها بیاید از مرگ استقبال میكنند، بلكه به خاطر احساس شدید و بینش این كه مرگ دروازه ورود است كه كم و بیش در زندگی سقراط دیده شد.
یكی دیگر از جهات، شخصیت ثابت و محكم اوست كه در شرایط و اوضاع مختلف اقتصادی و اجتماعی یك جور فكر كرد و یك جور احساس كرد و یك جور عمل كرد، آن هم نه به خاطر لختی و عدم احساس بلكه به خاطر استحكام. علی آن فرد استثنایی است كه در كاخ و ویرانه یك جور فكر كرد، طبقهاش سازنده فكرش و مشخص فكرش نبود. یك روز یك كارگر ساده و عمله یك یهودی بود و روز دیگر امپراطور جهان. در هر دو حال احساسش نسبت به فقیر و ضعیف و زیر دست و نسبت به ثروتمند و نیرومند و بالادست یك جور بود.
یكی از مظاهر اثباتی كمال آن حضرت این است كه در زندگی با حوادث متنوع و ناهمانندی مواجه شد و با همه آن چنان عمل كرد كه باید. او هم با منافق مواجه شد، هم با كافر، هم با خشكِ مقدس خارجی. آنجا كه باید وحدت اسلامی را حفظ كند مثل جریان بعد از وفات رسول اكرم، حفظ میكند. آنجا كه به نام وحدت عدالت پایمال میشود، به خاطر عدالت بعد از عثمان قیام میكند. علی، هم مظهر عشق است و هم مظهر عقل. پس علی هم مظهر عبادت است و هم مظهر علم، هم مظهر وحدت است و هم مظهر عدالت، هم مظهر عشق است و هم مظهر عقل.
عدالت در رفتار اجتماعي حضرت علي عليه السلام
در روزگار خلافت خليفه دوم، شخصي ادعايي نسبت به حضرت اميرالمومنين علي عليهالسلام داشت و بنا شد در حضور خليفه رسيدگي شود.
مدعي حاضر شد و خليفه خطاب به امام علي عليهالسلام گفت:
اي اباالحسن در کنار مدعي قرار گير تا حل دعوا کنم.
که آثار ناراحتي را در سيماي حضرت اميرالمومنين علي عليهالسلام نگريست گفت:
اي علي! از اين که تو را در کنار دشمن قرار دادم ناراحتي؟
امام علي عليهالسلام فرمود:
نه بلکه از آن جهت که در رفتارت نسبت به ما دو نفر عدالت را رعايت نکردي نگران شدم، زيرا او را با نام صدا کردي و مرا با کينه و لقب «ابوالحسن» خواندي (1)، ممکن است طرف دعوا نگران شود.
احترام به شخصيت انسانها
الف- عذر خواستن از پيادگان
حضرت اميرالمومنين علي عليهالسلام سواره به راهي ميرفت و جمعي از مردم کوفه براي پاس داشتن حرمت امام علي عليهالسلام پياده به دنبالش روان بودند.
امام رو به آنان کرد و پرسيد:
آيا کاري داريد؟
پاسخ دادند: نه، دوست داريم به دنبال شما بياييم.
حضرت اميرالمومنين علي عليهالسلام فرمود:
برگرديد، زيرا همراهي پياده با سواره مايه ذلّت و خواري پيادگان و غرور و تباهي سواره خواهد شد. (2)
امام علي عليهالسلام به بزرگ قبيله شباميان فرمود:
«ارجع، فان مشي مثلک مع مثلي فتنة للوالي، و مذلة للمومن؛ بازگرد، که پياده رفتن رئيس قبيلهاي چون تو پشت سر من، موجب انحراف زمامدار و زبوني مومن است. (3)
ب- نکوهش از آداب جاهلي ذلّتبار
بسياري از پادشاهان و قدرتمندان در طول تاريخ مردم را وادار ميکردند که در برابرشان به خاک بيافتند، کرنش کنند، خم شوند، و انواع ذلتپذيريها را بر خود هموار کنند.
وقتي حضرت علي عليهالسلام براي رفتن به صفّين به شهر انبار رسيد ديد که مردم شهر تا امام علي عليهالسلام را ديدند از اسبها پياده شده، و در پيش روي آن حضرت شروع به دويدن کردند.
حضرت علي عليهالسلام علّت را پرسيد.
گفتند: يک رسم محلّي است که پادشاهان خود را اينگونه احترام ميکرديم.
امام علي عليهالسلام ناراحت شد و فرمود:
«فقال: و الله ما ينتفع بهذا امراوکم!
و انّکم لتشقّون علي انفسکم في دنياکم، و تشقون به في آخرتکم. و ما اخسر المشقّة وراءها العقاب، و اربح الدّعة معها الامان من النّار!
به خدا سوگند! که اميران شما از اين کار سودي نبردند، و شما در دنيا با آن خود را به زحمت ميافکنيد، و در آخرت دچار رنج و زحمت ميگرديد، و چه زيانبار است رنجي که عذاب در پي آن باشد، و چه سودمند است آسايشي که با آن امان از آتش جهنّم باشد.» (4)
اصلاح اجتماعي (شکست نظام طبقاتي)
بر اساس آيه 13 حجرات: «يا ايّها النّاس انّا خلقناکم من ذکر و انثي؛ اي مردم ما شما را از يک مرد و زن آفريديم، پس همه انسانها، نژادها، قبيلهها با هم برابرند.»
رسول گرامي اسلام با همه به گونهاي مساوي برخورد ميکرد. اما خليفه اول و خليفه دوم و خليفه سوم به سنّت رسول خدا صليالله عليه و آله عمل نکردند، و انواع تبعيضات در تقسيم مديريّتها، و توزيع بيتالمال صورت گرفت که قابل چشمپوشي نبود.
خليفه اول، حتي بزرگان انصار را در لشگرهاي خود فرماندهي نميداد و تنها ثابت بن قيس را با اصرار و اجبار به کار گماشت که انصار اعتراض کردند. (5)
و دومي و سومي، آنقدر در زنده شدن روح نژادپرستي، افراط کردند که همه، زبان به اعتراض گشودند. يعني عرب خود را بر غير عرب برتري ميداد.
بنياميّه همه مراکز کليدي کشور را در زمان خليفه دوم و به خصوص در زمان خليفه سوم در دست گرفتند و يک نظام طبقاتي جاهلي به وجود آوردند، که شباهتي با جامعه رسول خدا صليالله عليه و آله نداشت.
حضرت علي عليهالسلام يکي از اهدافش، شکستن بافت طبقاتي ظالمانه موجود جامعه بود. موجودي بيتالمال را مساوي تقسيم کرد، که اعتراض امتياز خواهان بلند شد. به همه سه درهم داد و براي خودش هم سه درهم برداشت، و به آزاد کرده خودش قنبر هم سه درهم داد.
بر خلاف شيوههاي سه خليفه قبلي، بزرگان انصار را ولايت داد، از قريش و بنيهاشم هم استفاده کرد، و حتّي در نشستن و برخاستن نيز چونان رسول خدا صليالله عليه و آله عدالت رفتاري را رعايت کرد.
روزي اشعث بن قيس بر امام علي عليهالسلام وارد شد، ديد که حضرت اميرالمومنين علي عليهالسلام در ميان عرب و غير عرب از نژادهاي گوناگون نشسته است و جاي خالي براي او نيست، با ناراحتي به امام علي عليهالسلام اعتراض کرد که: اي اميرمومنان، سرخپوستها بين ما و تو فاصله انداختند. (6)
حضرت اميرالمومنين علي عليهالسلام خشمناک شده، به او فرمود: چه کسي مرا بر اين آدمهاي چاق و فربه ياري ميدهد؟
و نپذيرفت که ايرانيان و غير عرب پراکنده شوند، تا اشعث و ديگر بزرگان عرب در کنار امام علي عليهالسلام بنشينند. (7)
و در تقسيم مساوي بيتالمال به حضرت علي عليهالسلام اعتراض کردند و گفتند:
آيا اين عدالت است که بين ما و آنان که با شمشير ما مسلمان شدند يا بنده آزاد شده ما هستند، يکسان عمل کنيد و به همه سه درهم بدهيد
عدالت نسبت به کودک سقط شده دشمن
چون لشگر بصره پس از شکست در جنگ جمل فرار کردند و به شهر هجوم ميبردند، زني حامله از فريادها و هياهوي فراريان، به شدت ترسيد و بچه او سقط شد. پس از مدتي کوتاه آن زن نيز فوت کرد.
وقتي خبر به امام علي عليهالسلام رسيد، ناراحت شده، چنين قضاوت کرد؛
ديه آن کودک و ديه آن مادر را از بيتالمال به خانوادهاش بپردازيد. (8)
با اين که مردم بصره از شورشگراني بودند که با امام علي عليهالسلام جنگيدند، چنين قضاوت عادلانهاي عقلها را به شگفتي واميدارد.
خودکفائی در امور زندگی حضرت علی علیه السلام
بسیاری سعی دارند تا به این و آن امر و نهی کنند؛ فرمان بدهند؛ کارهای خود را به دیگران بسپارند، دیگران را در استخدام خود در آورند، یا از روی جهالت و نادانی یا بر اساس غرور و خود بزرگبینی یا از روی خودخواهی به تحقیر دیگران، به امر و نهی این و آن میپردازند؛ و همواره یک موجود تنبل و مصرف کننده و بیتحرّک باقی میمانند که امام علی علیهالسلام با این روحیه نادرست مقابله میفرمود و تلاش داشت تا کارهای خود را شخصاً انجام دهد.
در کار خانه به همسرش کمک میکرد؛ گندم آرد میکرد؛ عدس پاک میکرد؛ نعلین را با دست خود وصله میزد؛ (1) برای خرید پیراهن، خود به بازار میرفت؛ برای اداره زندگی کار میکرد؛ آبیاری نخلستان دیگران را به عهده میگرفت تا پولی به دست آورد؛ و مشکلات زندگی را با دست خود بر طرف میکرد.
فروش وسایل زندگی
حضرت امیرالمومنین علی علیهالسلام هر گاه احتیاج پیدا میکرد سعی داشت تا از بیتالمال استفاده نکند و با فروش وسائل زندگی، مشکلات اقتصادی خانواده را برطرف میفرمود.
روزی شمشیر خود را به بازار آورد تا بفروشد و از آن لباس تهیه کند، و فرمود: چه کسی این شمشیر را از من میخرد؟ به خدا سوگند با این شمشیر چقدر غبار اندوه از چهره رسول خدا صلیالله علیه و آله زدودم، و اگر احتیاج به لباس نداشتم آن را نمیفروختم.
شخصی نزد امام علی علیهالسلام آمد و گفت: من این لباس را نسیه به شما میفروشم. (2)
حال آن که جهان اسلام و همه سرمایههای کشور اسلامی در اختیار آن حضرت بود.
استفاده از دسترنج خویش
امام صادق علیهالسلام فرمود: جد ما امیرالمومنین علی علیهالسلام همیشه با دسترنج خود زندگی میکرد، در باغات اطراف مدینه کار میکرد، وقتی گندم یا جو آرد میشد، آرد آن را الک نکرده در کیسهای میگذاشت و به هنگام غذا تناول میفرمود، و آن را چند گره میزد که چیزی به آن اضافه نکنند.
راستی چه کسی زاهدتر و پارساتر از امام علی علیهالسلام یافت میشود؟ که انواع سرمایههای بیتالمال کشور پهناور اسلامی در اختیار او بود (که اکنون به 50 کشور تبدیل شده است) با این که از باغات خودش انواع خرماها را در اختیار داشت، و به مستمندان میبخشید اما خود با مقداری آرد و آب افطار میکرد. (3)
انجام کارهای ضروری
در کتاب ابانه عکبری و فضائل احمد (از کتابهای معروف اهل سنّت) آمده است که:
امام علی علیهالسلام مقداری خرما برای خانواده خود خرید و آن را در دامن خود ریخته، میبرد. مردم با شتاب آمدند که آن را از حضرت گرفته و ببرند، حضرت امیرالمومنین علی علیهالسلام فرمود:
«ربّ العیال احقّ بحمله؛ سرپرست خانواده شایستهتر است که آن را بر دوش کشد.»
و در روایت دیگری است که:
به دنبال آن این شعر را میخواند:
لا ینقص الکامل من کماله
ماجرّ من نفع الی عیاله (4)
«انسان کامل از ارزشها سقوط نمیکند، اگر برای اداره زندگی خانوادهاش کار و تلاش کند.»
و از زید بن علی نقل شده که گفته است:
آن حضرت در پنج مورد با پای پیاده راه میرفت و نعلینش را به دست چپ خود میگرفت: در عید فطر، عید اضحی «قربان»، روز جمعه، هنگام عیادت بیمار و تشییع جنازه و میفرمود:
اینها جایگاه خدا است، و من دوست دارم پاهایم برهنه باشد.
حضرت علي عليه السلام مدهوش در عبادت
ابودرداء «به نقل از عروة بن زیبر» در مسجد مدینه خطاب به مردم گفت:
آیا میدانید پارساترین مردم کیست؟
گفتند: شما بگویید.
پاسخ داد: امیرالمومنین علی علیهالسلام.
و آنگاه خاطرهای نقل کرد که:
ما و تعدادی از کارگران با حضرت علی علیهالسلام در یکی از باغات مدینه کار میکردیم، به هنگام عبادت، امام علی علیهالسلام را دیدم که از ما فاصله گرفت و در لابلای درختان ناپدید شد،
با خود گفتم شاید به منزل رفته است.
چیزی نگذشت که صدای حزنآور علی علیهالسلام را در عبادت شنیدم که با خدا راز و نیاز میکند.
آرام آرام خود را به ایشان رساندم، دیدم در گوشهای بیحرکت افتاده است.
با خود گفتم: شاید از خستگی کار و شب زندهداری به خواب رفته است، کمی صبر کردم خواستم او را بیدار کنم، هر چه تکانش دادم بیدار نشد، خواستم او را بنشانم نتوانستم، با گریه گفتم:
انا الله و انا الیه راجعون .
فورا به منزل فاطمه علیهماالسلام رفتم و گریان و شتابزده خبر را گفتم که حضرت زهراء علیهماالسلام فرمود:
«ابودرداء به خدا علی علیهالسلام مانند همیشه در عبادت از خوف خدا مدهوش شده است.»
آب بردم، به سر و صورت امام علی علیهالسلام پاشیدم، به هوش آمد، وقتی مرا گریان دید، فرمود:
«پس در قیامت که مرا برای حساب فرا میخوانند چگونه خواهی دید.»
ابودرداء میگوید:
به خدا سوگند که این حالت را در هیچ کدام از یاران رسول خدا صلیالله علیه و آله ندیدم. (1)
عبادت در کودکی
همه مردم میدیدند که رسول خدا صلیالله علیه و آله، خدیجه علیهاالسلام و کودکی به نام علی علیهالسلام وارد مسجدالحرام میشوند و نماز میگزارند.
حضرت علی علیهالسلام فرمود:
«و لقد صلّیت مع رسول الله صلیالله عیله و آله قبل الناس بسبع سنین و انا اوّل من صلّی معه؛ و همانا من با پیامبر خدا صلیالله علیه و آله پیش از همه انسانها نماز خواندم، در حالی که من هفت ساله بودم، من اول کسی هستم که با پیامبر نماز گزاردم.» (2)
و رسول گرامی اسلام هم فرمود:
«یا علی انت اول هذه الامّة ایمانا بالله و رسوله؛ ای علی! تو اول فرد از این امّت اسلامی هستی، که به خدا و پیامبرش ایمان آوردی. (3)
كلام امير المومنين :
از مولا علی (ع) سوال شد که میان حق و باطل چه
اندازه است ؟
امام (ع) فرمودند :
چهار انگشت. امام (ع) دست خود را میان گوش و
چشمانش گذاشت و فرمود : هرچه را با چشم دیدی
درست است و هرچه را به گوش شنیدی
بیشترش نادرست است و دروغ است.
خصال الصدوق جلد 1 صفحه 220
امام علي (ع) فرمودند:
الظَفَرَ بالحَزمِ ، وَ الحَزمِ بِاجالَه الرَايَ، وَ الرَاي
بتَحصينِ الاَسرارِ
پيروزي در پرتو تدبير و احتياط است و تدبير و احتياط
به تفکر است و تفکر صحيح به نگهداري اسرار است.
(نهج البلاغه)
امام علي عليه السلام فرمودند:
اُحْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ.
قلب خود را از كينه ديگران پاك كن، تا قلب آنها از
كينه تو پاك شود.
(الامالي، ج2، ص 174)
قطره را تو دريائي
کعبه را صفا دادی، با رُخ اهورایی
دل ز دلبران بردی، ای خدای زیبایی
کعبه عاشقِ رویت، دل پریشِ گیسویت
این چنین ز دستش شد، رشته شکیبایی
جلوه اهورا دید، ناگهان بغل بگشود
دل ز دست صبرش شد، زان همه فریبایی
ای عجب که دریا را، چون صدف به جان پرورد
تا سه شب محاقی شد، تا سه روز رویایی
بیکران نمیگنجد، در بسیط تنگ گل
آسمان نمیماند، در حصار تنهایی
تا ز طور سینین شد، جلوهگر جمال تو
سینههای عاشق شد، همچو طور سینایی
عاشقانه میچرخد، تا ابد به دور تو
زهره از سر مستی، مشتری ز شیدایی
قبله گاه رندان شد، طرّه چلیپایی
از جمال زیبایت، همچو حیرتستان شد
مردم همه مردم، پیش چشم گیرایی
دل گِلی مجسم شد، تو! پرندهاش کردی
جان به گل تو بخشیدی، با دم مسیحایی
با دو بیتی سرخی، از غم تو میمویم
در شب نزول تو، ای تمام تنهایی
ذوالفقار حکمت را، از غلاف خود برکش
سر ز جهل ما افکن، ای خدای دانایی
شام روز آدینه، رجعت ار ز نو سازی
ذره را کنی خورشید، قطره را تو دریایی
"محمدعلی جعفریان" (عاشق)
مولاي متقيان د ر كلام پيامبر:
قال رسول الله صل الله عليه و اله :
والذي نفسي بيده ان هذاعلـي و شيعته لهم الفائزون بوم القيامة
بخدايي که جانم در دست اوست علي و شيعيانش رستگاران روز قيامتند
الدر المنثور للسيوطي (از علماي اهل سنت)ج6 ص 379
الرسول العظيم و النبي الكريم صل الله عليه و اله وسلم :
لا اقام الله عيسي ابن مريم آية للعالمين الا بالخضوع لعلي عليه السلام
خداوند عيسي بن مريم را آيه و نشانه اي براي عالميان قرار نداد مگر بخاطر خضوع او براي علـي ابن ابي طالب(ع) .
بحار ج26 ص 294
رسول خداصل الله عليه و اله:
فاطمه شادي و نشاط قلب من است و دو پسر او ميوه دل منند و همسر اوعلي نور چشم من است و ائمه از فرزندان او امينان پروردگارند و ريسمان کشيده شده بين خدا وخلق او هستند. هر کس تمسک جويد به ايشان نجات يابد و هر کس مخالفت کند با ايشان هلاک شود.
فرائد السمطين ج2 ص 66 و مقتل خوارزمي ج1 ص 59 از کتابهاي معتبر اهل سنت
به كردار توشاهي
هم عشق خبر داد ازین مسئله
هم عقل جز حب تو دیگر نتوان یافت پناهی
هر جا که روم نام تو بی خویشتن آنجا
چون سائل آشفته نشینم سر راهی
جان آوردم مژده که در جمع احباست
از عین عنایت به منت نیز نگاهی
آنگاه کنم فخر به عالم که نباشد
چون بنده گدایی و به کردار تو شاهی
نامت به زبان جاری و از شوق نماندهست
در دیده و در سینه دگر اشكی و آهی
روشن به امید است دل امروز که فردا
شاید تو شفاعت کنی از نامه سیاهی
در راه ولایت شدهام رهرو و دانم
زین ره نتوان یافت به حق بهتر راهی
اصل شجر خلقت دینست هراسش
در سایهات ار هست پناهنده گیاهی
با لطف تو چون کویم هر چند که باشم
سرگشته به طوفان بلا چون پر کاهی
در آن گه گنهکارم و اندیشه ندارم
آخر بشرم چون نکنم هیچ گناهی؟
یأس از کرم دوست گناهست و مرا نیست
آری همه هست گنهبخش الهی
اسلام به شمشیر و به تدبیر تو را راست
در جنگ چو آیی تو چه حاجت به سپاهی
ما را به ولای تو ز ما هست اگر خود
هرگز نپسندیدی از دهر ز ماهی
دلداده شوم من، از آن روی که طبعم
خوش مدح علی ساز کند گاه به گاهی
"دکتر ناظرزاده کرمانی"
امير مومنان در كلام فاطمه زهرا سلام الله عليها:
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیــا فی حیاته و بعد موته
همانا سعادتمند به معنای کامل و حقیقی کسی است که امام علـی عليه السلام را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد
مجمع الزوائد علامه هیثمى ، ج 9 ، ص 132
علي مولا
نوشته بر در فردوس کاتبان قضا
نبي رسول و وليعهد حيدر کرار
ز نام اوست معلق سما و کرسي و عرش
ز ذات اوست مطبق زمين بدين هنجار
علي امام و علي ايمن و علي ايمان
علي امين و علي سور و علي سردار
علي عليم و علي عالم و علي اعلم
علي حکيم و علي حاکم و علي مختار
علي نصير و علي ناصر و علي منصور
علي مظفر و غالب علي سپهسالار
علي عزيز و علي عزت و علي افضل
علي لطيف و علي انور و علي انوار
عليست فتح فتوح و عليست راحت روح
عليست راحت روح و عليست کوه وقار
علي سليم و علي سالم و علي مسلم
علي قسيم قصور و عليست قاسم نار
علي نعيم و علي نعمت و علي منعم
علي بود اسدالله قاتل کفار
علي ز بعد محمد ز هر که هست به است
اگر تو مؤمن پاکي بکن به اين اقرار
منسوب به حافظ شيرازي
التماس دعا